آمده ام تا تو صدایم کنی...
در پس شرم خودت آبم کنی...
آمده ام تا تو نگاهی کنی
شاعرم و لیک تباهم کنی...
تشنه ی آن لحظه ی بارانی ام
تا تو براه آیی و رامم کنی...
شوق رخ ات دارم و در یک نگاه
محو لبت باشم و خامم کنی...
کامل نیست شعرم