ادعای عشق نکردم که چنین مجازاتم دادند...
پرده ای را پاره پاره نکردم از حجاب...
و ناسزایی به پاسبان نگفتم...
همچنان که با حجاب...سر به زیر و بی عشق...
در ابتدای جاده ی تنفس قدم بر می داشتم...
که سینه ام گورستان آرزوهایم شد...
ازخودم