
آنگاه که در انتهای دلتنگی ات
با بغضی از جنس حسرت...
بن بستی از جنس زندگی روبرویت قرار دارد...
آنگاه که ستاره های بودنت راربوده اند...
و دریای زلال چشمانت عبور قاصدک را مشق نمی کند...
ثانیه های شادی انگشتانت بروی بستر مهتاب خونین است...
آنگاه...شاید...در بن بست...
آنگاه...
نه...
حتما
راه آسمان باز است...
پرواز را بیاموز...!!!
نوشته شده:مرضیه
