
چقدر شبیه خودت می شوی وقتی...
به چشم بی گنه ام باز می خندی...
چقدر ساده ز من دور می شوی وقتی...
که در بروی تمنای من تو می بندی...
چقدر بی سببی تو، چقدر بی وقتی...
که بی بهانه دلم را چه خوب می لرزی...
چقدر عاشق ماهی، چقدر از وقتی
که داده ای به دلت قول عشق، می ترسی...
چقدر ساکت و رامی که ماه را وقتی
نظر به روی تو باشد، تو باز می خندی...
چقدر خط تو زیباست، لیکن آن وقتی
که باز عهد وفاداری به دل تو می بندی...
چقدر سایه ی عشقت زیاد پس وقتی
بمیرم و تو نگویی چه حیف...!! می رقصی؟؟؟
چقدر شبیه خودت می شوی وقتی...
که دل دوباره به پاکی آسمان بستی...!!!
شعر از خودم
