و عشق صدای پای فاصله هاست


هر کودکی با این پیام به دنیا می آید... که خداوند هنوز از انسان نا امید نیست

 

نویسنده : مرضیه صادقی کیا ; ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ تیر ۱۳۸۳

چه سخت است خنديدن در حالی که چشمانت لبريز اشک است ...

چه سخت است بدر ميان جمع بودن در حالی که محتاج تنهايی هستی ...

چه سخت است نگاهی محبت آميز در حالی که نفرت تمام وجودت را فرا گرفته است ...

چه سخت است بخشيدن کسی که زمانی تو را برای گناه نکرده مجازات کرد ...

چه سخت است تنهايی های خودت را با خودت قسمت کنی و هيچ کس نداند که تنهايی ...

از اين به بعد بايد به اين تظاهر ادامه بدم ... هرچند همه چيز ذو شده و همه می دونن که دريای آبی قلب من عاشق شده ...

اما باز هم بايد بخندم ... هر چند با بغض ....

باز هم بايد در ميان جمع باشم ... هر چند محتاج تنهايی ...

مهم نيست ... !