دلم گرفته باز هم ... چون شبان بی کسی ام... که سالها از آن شبها می گذرد...
تنها یادگار آن روزها و شبها... و عشق صدای پای فاصله هاست...
و دیگر تنها نخواهم ماند... چرا که تنهایی گناه است...
گناه زنده ماندن...
می مانم... هنوز برای شکست و زخم جای دارد دلم... باشد که بی انصافی نکنم...
