پیک اول،
سکوت هرزه ی این دیواره ها...
پاگرد گِلی
صدای جیرجیرک ها
عجیب مرا درگیر تو میکند!
.
پیک دوم،
نور لخت مهتابی ها...
حکایات ١٨+
تن عریان تو
سخت بیچاره ات گشته ام!
.
پیک سوم،
دو گیلاس تا نیمه خورده
Christian Dior
همه جا تاریک،استشمام این هوا سنگین است...
.
پیک چهارم،
نفس نفس زدنت...
تبخیرِ بدنت
لبهای کبودت
.
پیک پنجم،
سرگیجه ی نیم بندِ من
ترس در مردمک های تیله ای ات
فرار بر قرار
خیانت...
.
پیک ششم،
احساس سبکی می کنم،
تو سخت با بسترت یکی شدی
سیگار...
سیل خون، کام می گیری؟
.
پیک هفتم،
سیگار را تا فیلتر کشیدم،
انعکاس،
سوزش،
دلم میسوزد...
حس سبکی دارم...حس پرواز...حس رفتن!
.
پیک آخر،
را با فرشته های محشور شدنم می زنم!
