و عشق صدای پای فاصله هاست


هر کودکی با این پیام به دنیا می آید... که خداوند هنوز از انسان نا امید نیست


نویسنده : مرضیه صادقی کیا ; ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٩

 

من میروم بدونِ تو تا مرزهای پوچ

چیزی نمانده تا برسد روزهای کوچ

.

من میروم اما نمی لغزد دو پای من

گویی که مانده در نگهت ردپای من

.

گفتم که دوست دارمت انکار کردی ام

حتی مرا به نبودن اجبار کردی ام

.

این دل تورا به رفتنم درگیر میکند

یک جرعه بغض ازتو مرا هم پیر میکند

.

حالی که مهربان شدی من اخم میکنم

بی تو فقط دارم دلم را زخم میکنم

.

رفتم مگو پشت سرم او وفا نداشت

یا لااقل بگو که جفا هم روا نداشت

.

می خوانمت به خویش در این باقی زمان

رفتم... ولی جا مانده ام در خاطراتمان!


کلمه:مرضیه