و عشق صدای پای فاصله هاست


هر کودکی با این پیام به دنیا می آید... که خداوند هنوز از انسان نا امید نیست


نویسنده : مرضیه صادقی کیا ; ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ آبان ۱۳۸۸

من که می دانم شب هجرانت آخر می رسد
این همه شک تو ام فردا به باور می رسد...
.
من که می بینم کلاغ قصه مان ترسیده است
ترس او یک شب ازین شبها به آخر می رسد
.
من که می فهمم نگاهت از چه رو طوفانی است
مژده ای دادی که طوفانت به آخر می رسد...
.
من که دستم را به بدین حلقه گرفتار آمدم
تو چنان گویی که این زندان به آخر می رسد...
.
من که می دانم به فکر رفتنی بی همسفر
همسفر اما شبی کارم به آخر می رسد...

.

شعر: مرضیه صادقی کیا