
وقتی نگاهم می کنی یادم میره حرف بزنم
دود و که راهی می کنی یادم میره پلک بزنم
.
تو چشم من نگاه نکن می لرزه دستای دلم
به دست من بوسه نزن آب میشه سرمای دلم
.
عاشق با تو بودنم یه حسه، می مونه برام
توام بری تنها بشم، چیزی نمی مونه برام
.
نگام نکن این دل من شیشه ایه، میشکنه زود
به حرمت احساس جفتمون نذار بشکنه، زود
.
توام زیاد غصه داری مثل همه، نامه سیاه
منم که تاریکم و غرقت می کنم جامه سیاه
.
تصمیم سختی باهاته... آدم راه شی یا بری
وقتی کلنجار میری با خودت که باشی یا بری
.
من نمی گم باش... یا برو، سایه ات براهه عزیزم
نگو که سایه نداری... شبات بی ماهه عزیزم...!
.
حرفام تمومه شده غریب این کام آخرم گرفت
خداکنه نخونی این شعر و! برو خوابم گرفت...
.
شعر: مرضیه صادقی کیا
