می مانم اگر، بدان فقط تویی دلیلم
دیوانه شم ار تو را من هر روز نبینم
.
مجنون زمانم، تو بیا لیلی من باش
گو شیفته تر از خودمان جفت نبینم
.
«هوا» ی گنهکارم و تو آدم من باش
گر بوسه گناه است به لب توبه نبینم
.
دیر آمده بود، زود ولی قصد سفر کرد
ای قاصدک نامه رسان، غمت نبینم
.
آمد که تورا به من نمایان کند، اما...
صد حیف که خود رفت و دیگر بار نبینم
.
این قصه دراز است و این حوصله اندک
باشد که دگر جور و جفا از تو نبینم...
شعر: مرضیه صادقی کیا

وقتی نگاهم می کنی یادم میره حرف بزنم
دود و که راهی می کنی یادم میره پلک بزنم
.
تو چشم من نگاه نکن می لرزه دستای دلم
به دست من بوسه نزن آب میشه سرمای دلم
.
عاشق با تو بودنم یه حسه، می مونه برام
توام بری تنها بشم، چیزی نمی مونه برام
.
نگام نکن این دل من شیشه ایه، میشکنه زود
به حرمت احساس جفتمون نذار بشکنه، زود
.
توام زیاد غصه داری مثل همه، نامه سیاه
منم که تاریکم و غرقت می کنم جامه سیاه
.
تصمیم سختی باهاته... آدم راه شی یا بری
وقتی کلنجار میری با خودت که باشی یا بری
.
من نمی گم باش... یا برو، سایه ات براهه عزیزم
نگو که سایه نداری... شبات بی ماهه عزیزم...!
.
حرفام تمومه شده غریب این کام آخرم گرفت
خداکنه نخونی این شعر و! برو خوابم گرفت...
.
شعر: مرضیه صادقی کیا

یک، دو، سه... و بی حوصله تمام
حتی نگاه آخرم در چشم تو حرام
.
ابلیس هم به تماشا نشسته است
شیرین و تلخ لب سرخ تو حرام
.
آهسته می روم و تو را خوب می کشم
چشمت خمار و همه زلف تو حرام
.
دستت بدور تنم حلقه آتشینی شد
خون از تنم که رفت و دگر لمس تو حرام
.
من رفته ام و گلویم به عطر تو زخمی
مرهم نداده ای، که همه دین تو حرام
.
آنجا بهشت قسمتم کردی و من اینجا
آتش کشیده ام که خوشی بعد تو حرام
.
نازم به ناز تو ای رفیق ، ای همراه
رفتم ولی غمی به دلت بعد من حرام
...
شعر: مرضیه صادقی کیا

می رم ولی بدون فقط تویی دلیل رفتنم...
خواستم که عاشقت کنم...توشدی پاره ی تنم
.
می رم ولی چه رفتنی تو نمیای به دیدنم
بار سفر بستی واسم...یعنی برم! دل بکنم
.
می رم ولی بدونِ تو تنهایی سخته موندنم
شیطون می گه بعد تو دور دلم تار بتنم...
.
می رم ولی نذار بگن تویی دلیل رفتنم...
می رم ولی یه وقتی آب نریزی پاره ی تنم!
.
کلمه:مرضیه صادقی کیا
