مرا به یاد اندوهگینت بیاور...هر از گاهی...
شاید هنوز ترنمی از خیسی گونه هایم را احساس کنی...
شاید هنوز صدای قدمهایم را زمزمه کنی... لحظه ی دیدار...
شاید...
حس لطیف انگشتانت بروی اندامم دخیل بسته اند... هنور...
و یا مردمک هایت هجوم حسادتت را مشق می کنند... بر نگاهم...
مرا به یاد بیاور... شاید...
شاید هنوز بازوانت مرا در آغوش داشته باشند... چه می دانی...
که وقتی از خواب بر می خیزم... به دنبال سینه ی ستبرت بی قرارم...
شاید...
چرا اینگونه نگاهم می کنی...
.
.
.
خوب تنها گفتم ....شاید...
همین...
کلمات کلیدی :شاید
